ɐlǝɐɥ

its about a human

ɐlǝɐɥ

زندگی ها در جعبه ها

الان تقریبا میشه گفت نزدیک یه ماهه که ما از زندگی کردن دور شدیم:] داریم سعی میکنیم زنده بمونیم!

یک ماه پیش با ذوق و شوق وسایلمونو جمع کردیم گذاشتیم داخل جعبه ها و درشونو بستیم تا اسباب کشی کنیم

اتفاقا مادرم هم میگفت قبل اینکه ماه صفر بیاد جلومون باید اسباب کشی کنیم تا اسباب کشی برامون سنگین نشه روزی که میخواستیم به کامیون زنگ بزنیم...اتفاق ناخوشایند بزرگی افتاد

هروقت حتی بهش فکر میکنم کل وجودم به لرزه میوفته!!

ترسناک و وحشتناک بود

حیف که از توضیح دادن راجب بهش منو منع کردن، فقط بدونید سختترین لحظه عمرمو گذروندم و الان بخاطر اون اتفاق پدربزرگم تو بیمارستانه

هرچند دل خوشی ازش ندارم ولی بهرحال بزرگتره

و ما الان یک ماهه که به خاطر اون اتفاق زندگی هامون تو جعبه اس

hael
چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵
1:54
درحال بارگذاری..